بخش دوم دلالةالحائرين فلسفهٴ مشائي را در آن تلخيص كرد و مربوط است بهوجود، وحدانيت و لاشريكي خدا؛ قرسقاس در اعتراضش ثابت ميكند كه توصيف ارسطو از گيتي به صورتي كه ابنميمون تلخيص كرده غلط است و دلايل وجود خدا كه مطرح شده بيپايه است؛ 2) تعاليم اساسي دين يهود؛ 3) تعاليم ثانوي؛ 4) مسائل فلسفي.
قرسقاس، با اينكه معلوماتش دست دوم بود، چون نه يوناني ميدانست و نه عربي، آثار ارسطو را بهخوبي تورات ميشناخت. معلومات ارسطويي او بيشتر از ترجمههاي عالي عبري شرحهاي متوسط ابنرشد اخذ شده بود و گاه از شرحهاي مفصل او هم استفاده كرده بود. او با شرحهاي لاويبن گرشن هم آشنايي داشت. همچنين با شرحهاي مختلف
دلالةالحائرين ابنميمون، بهويژه شرح محمدبن محمدتبريزي (سيزدهم ـ2)، كه اسحاقبن ناتان (چهاردهم ـ1) در حدود 1347 در مايوركا به عبري ترجمه كرده بود و شرح موسيبن يوشع ناربُني (چهاردهم ـ1) كه در سال 1362 در سُريا تأليف كرده بود. سرانجام، غالباً از
مقاصد الفلاسفهٴ غزالي (يازدهم ـ2) ترجمهٴ اسحاق البلگ (سيزدهم ـ2) و يهودابن سليمان ناتان پيش از سال 1340 و از كتاب
العقايدالرفيعة ابراهيمبن داود لاوي (دوازدهم ـ2)، كه پيش از پايان سدهٴ چهاردهم دوبار به عبري ترجمه شده بود، نقل قول كرده است. از سوي ديگر، به نظر ميرسد او اطلاعي از
تهافتالفلاسفه يا تهافتالتهافت نداشته، زيرا معلوماتش دربارهٴ غزالي ظاهراً فقط از مقاصدالفلاسفه و معلوماتش دربارهٴ ابنرشد از تفسيرهاي او اخذ شده بود.
نور خدا كتاب مهمي است حاوي عقايد جسورانه، ولي كمتر از كتاب آلبو شناخته شد، چون دومي با اينكه خيلي فروتر از آن بود، خيلي نظاممند و با احتياط بيشتر نوشته شده بود. از سوي ديگر، برخي مخالفان مسيحي ارسطو رسالهٴ قرسقاس را مورد استفاده قرار دادند، بهويژه جان فرانچسكو پيكودلا ميراندولا (1470ـ1533)، برادرزادهٴ جوواني پيكوي معروف(1463ـ1494)، در رسالهٴ منشأ ناشناس
آموزهها (1520).
3. پرونس
يعقوببن سليمان ظَرفَتي
ظَرفَتي به معني فرانسوي است و به برخي يهوديان فرانسه اطلاق شده، مثلاًبه برخي تبعيديان در كاتالونيا، پرونس و اسپانيا.
يعقوببن سليمان از جملهٴ تبعيدياني بود كه به جنوب و احتمالاً به آوينيون پناه برد. او در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم ميزيست و عالم ديني و پزشك بود.
مهمترين تأليفش خيمههاي يعقوب نام دارد، كه رسالهاي است در الٰهيات عرفاني در چهار بخش: 1) بيت يعقوب، تفسيري تمثيلي دربارهٴ برخي بخشهاي
تورات ؛ 2) رستگاري يعقوب،